معنی زبان در کام پیچاندن
7 بازدید
[ زَ دَ دَ ] (مص مرکب) سخن گفتن. زبان را برای تکلم بحرکت درآوردن. زبان جنباندن : کارم همه بخت بد بپیچاند در کام همی زبان چه پیچانم این چرخ به کام من نمیگردد بر خیره سخن همی چه گردانم.مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «زبان در کام پیچاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر