معنی زاغزبان
6 بازدید
[ زَ ] (ص مرکب) کنایت از مردم سیاه زبان باشد یعنی کسانی که نفرین ایشان را اثری هست. (برهان قاطع). کنایه از سیه زبان است. (آنندراج). || در اسب تعریف است. (برهان قاطع). و سیاهی زبان از محسنات اسب میباشد. (ناظم الاطباء). || کنایه از قلم است : زاغ زبانی که ز فر همای کبک روان را بزند زاغ پای. امیرخسرو دهلوی (از آنندراج). و رجوع به زاغ پای در همین لغت نامه و رجوع به تعلیقات نوروزنامه ص ۱۲۲ شود.
کلمات همقافیه با «زاغزبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر