معنی زاغسار
6 بازدید
(اِخ) در عجائب المخلوقات و جامع الحکایات آمده که از هند جهت خلیفه حیوانی بتحفه آوردند سرش بشکل آدمی و تن مانند زاغ بوده و کلمه ای چند تلفظ میکرد منها: انا الزاغ الاعجوبة، انا اللیث مع اللبوة. (نزهة القلوب مقالهٔ اول چ لیدن ص ۶۹).(ص مرکب) زاغ سر. (فهرست ولف). همانند زاغ در سیاهی. کنایه است از سخت سیاه چهره : از این زاغ ساران بی آب و رنگ نه هوش و نه دانش نه نام ونه ننگ. فردوسی. || کنایه از ظالم سرسخت. بی آبرو. دل سیاه. قسی القلب. و رجوع به زاغ سر شود.
کلمات همقافیه با «زاغسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر