معنی زاغری
8 بازدید
[ غَ ] (اِخ) قریه ای بزرگ بوده است در سودان. ابن بطوطه آرد: پس از بیرون شدن از ابوالاتن و سپردن ده روز راه به قریهٔ زاغری رسیدیم. این قریه مسکن یک دسته از بازرگانان سودانی بنام ونجراته است... و از زاغری به کنار رود نیل رفتیم. (از سفرنامهٔ ابن بطوطه چ پاریس ج ۴ صص ۴۹۴ -۴۹۵).
کلمات همقافیه با «زاغری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر