معنی زار کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) ضعیف کردن کسی را. نژند کردن. ناتوان ساختن : گفت رنجش چیست زخمی خورده است گفت جوع الکلب زارش کرده است. مولوی(مثنوی).
کلمات همقافیه با «زار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر