معنی زار شدن
7 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) ضعیف شدن. رنجور شدن : شاد بودی ببانگ زیر و کنون زار و نالان شدی و زرد چو زریر. ناصرخسرو. || بخواری و زبونی افتادن.
کلمات همقافیه با «زار شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر