معنی زار آمدن
6 بازدید
[ مَ دَ ] (مص مرکب) زار آمدن کار؛ زار شدن. نابسامان شدن و آشفته گشتن آن : شهنشاه را کار زار آمدی ز خاقان و فغفور یار آمدی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «زار آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر