معنی ری‌شهر

معنی ری‌شهر

8 بازدید
[ رَ شَ ] (اِخ) دهی از بخش مرکزی شهرستان بوشهر، دارای ۲۰۰ تن سکنه. آب آن از چاه و محصول عمدهٔ آنجا غلات و سبزی و خرما و راه آن فرعی است. به قول معروف، محل اولیهٔ بندر بوشهر ری شهر بوده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ رَ شَ ] (اِخ) نام ویرانهٔ شهری است که در استان فارس ایران و در هشت هزارگزی بندر بوشهر قرار دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳). نام شهری به خوزستان. (فیروزآبادی) (منتهی الارب). ریواردشیر. ناحیهٔ کوچکی از ولایت ارجان خوزستان. (یادداشت مؤلف). خرابهٔ ری شهر در نه هزارگزی بندر بوشهر کنونی قرار گرفته و بوشهر، ری شهر و چند قریهٔ دیگر در شبه جزیره ای واقع شده که از سمت شمال محدود است به خور سلطانی، از مغرب به دریا، از جنوب به خلیج کوچک هلیله. نوشته اند که در زمان نادرشاه (۱۱۵۰ هـ .ق.) جمعیت ری شهر به بوشهر انتقال یافت و در نتیجه ری شهر متروک ماند و خراب گردید. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به انجمن آرا و آنندراج و قاموس الاعلام ترکی و مجمل التواریخ و القصص ص ۶۳ و فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۱۴ و ۱۴۹ و ۱۵۰ و نزهةالقلوب چ لسترنج ج ۳ ص ۱۳۰ شود.

کلمات هم‌قافیه با «ری‌شهر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید