معنی ریسمانبازی
8 بازدید
[ مامْ ] (حامص مرکب) شغل و عمل ریسمان باز. (ناظم الاطباء). بندبازی. به معنی بازیگری که غازیان دارباز کنند. (غیاث اللغات) (از آنندراج): دل تو تارک خامی ز آرزو دارد چو عنکبوت ترا کار ریسمان بازی است. صائب (از آنندراج). رجوع به ریسمان باز شود.
کلمات همقافیه با «ریسمانبازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر