معنی ریسمانباز
7 بازدید
[ مامْ ] (نف مرکب) رسن باز. دارباز. (آنندراج). بندباز. آنکه به روی طناب بازی می کند و می رقصد. (ناظم الاطباء): نغمه در محفل تماشایش ریسمان باز تار طنبور است. سعید اشرف (از آنندراج). رجوع به رسن باز شود.
کلمات همقافیه با «ریسمانباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر