معنی رکیدن
9 بازدید
[ رَ دَ ] (مص) خود بخود سخن گفتن از روی قهر و غضب. (برهان) (از شرفنامهٔ منیری) (از آنندراج) (از غیاث اللغات). رکیدن که سروری به معنی زکیدن آورده تصحیف است از زکیدن چه امروز هم زک و زار معمول است چون لغتی اتباعی، سروری در رکید می آورد و از شاهنامه نیز شاهد می آورد به غلط. ژکیدن. (یادداشت مؤلف): بگفت این و تیغ از میان برکشید ز خون سیاوش فراوان رکید. فردوسی (از شرفنامهٔ منیری). رجوع به زکیدن و ژکیدن شود.
کلمات همقافیه با «رکیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر