معنی رکیز
6 بازدید
[ رَ ] (ع اِ) آنچه در معادن آفریده شده از زر و سیم. مالی که از زیر زمین یابند. ج، رُکاز. (یادداشت مؤلف). رجوع به رکیزة و رکاز شود. رکیزة. [ رَ زَ ] (ع اِ) رکیزه. مالی که حق سبحانه تعالی در کانها پیدا کرده. ج، رَکائِز. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). قطعه ای از جواهر که در زمین مدفون است. ج، رکائز. (از اقرب الموارد). و رجوع به رکاز شود. || دفین اهل جاهلیت. ج، رُکاز. (یادداشت مؤلف). || (اصطلاح رمل) در اصطلاح اهل رمل نام شکلی است و آن عتبهٔ داخله باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رکیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر