معنی رو بازگشادن
8 بازدید
[ گُ دَ ] (مص مرکب) رو باز کردن. روی گشاده کردن. گشودن نقاب و حجاب از چهره : در روی تو گفتم سخنی چند بگویم رو بازگشادی و در نطق ببستی.سعدی. و رجوع به رو باز کردن شود.
کلمات همقافیه با «رو بازگشادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر