معنی رو برتافتن
7 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) روی برتافتن. رو برگرداندن. اعراض کردن. پشت کردن. و رجوع به روی برتافتن و رو برگرداندن شود.
کلمات همقافیه با «رو برتافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر