معنی رو باز کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) نقاب از چهره برداشتن. کشف حجاب کردن. برقع از رخساره برافگندن : اکنون که تو روی باز کردی رو باز به خیر کرد حالم.سعدی. و رجوع به روباز شود.
کلمات همقافیه با «رو باز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر