معنی روی گشادن
8 بازدید
[ گُ دَ ] (مص مرکب) باز کردن روی. رفع نقاب از چهره. رخ گشادن. || گشادن روی. گشادگی روی. گشاده رویی. کنایه از خندان رویی : کند آفرین کیانی بدوی بدان شادمانی که بگشاد روی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «روی گشادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر