معنی روی گردانیدن
6 بازدید
[ گَ دَ ] (مص مرکب) روی گرداندن. (فرهنگ فارسی معین) (یادداشت مؤلف). اضراب. لفت. لفته. (یادداشت مؤلف). ضرب. تلوی. کصوم. طی. هت. (منتهی الارب). اعراض. تصییر. (ترجمان القرآن). رجوع به روی گرداندن شود.
کلمات همقافیه با «روی گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر