معنی روغن کشیدن
6 بازدید
[ رَ / رُو غَ کَ دَ ] (مص مرکب) به دست آوردن روغن از دوغ یا ماست یا کره یا پیه و چربی حیوان یا نبات و دانه. (از یادداشت مؤلف): دوغم ای دوست در آنین تو می خواهم ریخت تا کشم روغن از آن دوغ همی جنبانم. طیان. روغن کشد ز دانهٔ دلها هزار بار این خال نیلگون که به کنج دهان تست. بابافغانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «روغن کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر