معنی روغناب
6 بازدید
[ رَ / رُو غَ ] (اِ مرکب) روغن آب. روغن داغ کردهٔ ممزوج به آب گرم که به سر پلو و چلو ریزند در دیگ. || رنجی و دردی بالای بسی رنجها و دردها. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «روغناب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر