معنی روغان
6 بازدید
[ رَ وَ ] (ع مص) رَوغ. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). روباه بازی کردن. (المصادربیهقی): اهل غور چون حال روغان و مداهنت او بدانستند... (تاریخ جهانگشای جوینی). و رجوع به روغ شود.
کلمات همقافیه با «روغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر