معنی روغنمالی
6 بازدید
[ رَ / رُو غَ ] (حامص مرکب) تدهین. با شدن و کردن صرف شود. (یادداشت مؤلف): تمریج؛ روغن مالی کردن پوست را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «روغنمالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر