معنی روغنگیری
6 بازدید
[ رَ / رُو غَ ] (حامص مرکب) عمل و شغل روغن گیر. فشردن چیزی برای بیرون کردن عصاره و روغن آن. || گرفتن روغن به قدر لزوم برای ماشین و دوچرخه و چراغ و جز آن. (از یادداشت مؤلف). به قدر نیاز روغن در ماشین ریختن. - روغنگیری کردن چرخ و غیره را؛ برای روانی و سهولت گردش، چرخها و میله ها و غیره را به روغن آلودن. آنرا به روغن اندودن.
کلمات همقافیه با «روغنگیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر