معنی روزکوری
6 بازدید
(حامص مرکب) ضعف و نابینایی در روز. خفش. جهر: چو شمع اگر بفروزد عدوت را سر کار ز روزکوری در کار سر کند همه تن. سوزنی. بزیبقی مقنع به احمقی کیال بروزکوری صباح و شبروی جناب.خاقانی. و رجوع به روزکور شود.
کلمات همقافیه با «روزکوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر