معنی روث افگندن
7 بازدید
[ رَ / رُو اَ گَ دَ ] (مص مرکب) روث انداختن. سرگین افگندن : یک شب مردی ستوری داشت ستور را دید که در راه روث افگند. (تذکرة الاولیاء عطار). و رجوع به روث و روث انداختن شود.
کلمات همقافیه با «روث افگندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر