معنی روث انداختن
5 بازدید
[ رَ / رُو اَ تَ ] (مص مرکب) سرگین انداختن. روث افگندن : نقل است که تا بشر زنده بود هرگز در بغداد هیچ ستور روث نینداخته بود. (تذکرة الاولیاء عطار). و رجوع به روث و روث افگندن شود.
کلمات همقافیه با «روث انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر