معنی روانی اکبرآبادی
5 بازدید
[ رَ یِ اَ بَ ] (اِخ) (ملا وحید...) صاحب تذکرهٔ صبح گلشن آرد: از انفاس طیبه اش روح و روان سخن و سخنوران تازه و در سلامت ذهن و استقامت طبع به وحیدی بلندآوازه. شعر ذیل از اوست: نوای زاهد و مرغ چمن خداطلبی است ثنای اوست اگر پارسی و گر عربی است.
کلمات همقافیه با «روانی اکبرآبادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر