معنی روانی لاهوری
7 بازدید
[ رَ یِ ] (اِخ) نامش ملا حیدر برادر ناطق از سکنهٔ شهر لاهور بود. ابتداء روانی تخلص کرد و آخر کار به لکنتی که داشت از روانی درگذشته لکنتی اختیار فرمود. این ابیات از اوست: ترک چشم او ز مستی هرچه با من راز گفت غمزهٔ غماز با آن شوخ یک یک بازگفت. مابین دو زلفت رخ روشن عجب افتاد این طرفه که یک ماه میان دو شب افتاد. آنان که وصف حسن تو تقریر می کنند خواب ندیده را همه تعبیر می کنند در صورت بهار ارم جلوه می دهند تا مصحف جمال تو تفسیر می کنند. (از تذکرهٔ صبح گلشن ذیل لکنتی). و رجوع به لکنتی شود.
کلمات همقافیه با «روانی لاهوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر