معنی رهیق
8 بازدید
[ رَ ] (ع اِ) رحیق. خمر. باده. (از فرهنگ فارسی معین). می. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شراب. (یادداشت مؤلف) (از اقرب الموارد). رجوع به رحیق شود.
کلمات همقافیه با «رهیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر