معنی رهیک
5 بازدید
[ رَ ] (اِ مصغر) ظاهراً مصغر یا صورتی از رهی است : حسین کردنام از عرب که رهیک اصفهبد بود بر قراجه افتاد. (تاریخ طبرستان). اصفهبد شهریار را که پیش من فرستاده دیده ام و دانسته اما بباید که رهیک از مخدوم بدید باشد، پادشاهی که در حق خدمتکار چندین شفقت و نعمت فرماید... آن هریک به هیچ حال دولت آن مخدوم نخواهد. (تاریخ طبرستان).[ رَ ] (ع ص) سخت سوده و شکسته. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رهیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر