معنی رهانده
6 بازدید
[ رَ دَ / دِ ] (ن مف) رهانیده. نجات داده شده. خلاص کرده. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به رهانیده و رهاندن شود.
کلمات همقافیه با «رهانده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر