معنی رنجورگونه
6 بازدید
[ رَ گو نَ / نِ ] (ص مرکب) چون رنجور. اندکی رنجور. کمی رنجور. رجوع به رنجور شود: یزید مسلم بن عقبه را بخواند... و گفت ده هزار مرد برگیر و به مدینه شو... و مسلم رنجورگونه بود. یزید گفت ترا اگر از این بیماری خللی و اجلی باشد. (ترجمهٔ تاریخ طبری).
کلمات همقافیه با «رنجورگونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر