معنی رنجبردار
7 بازدید
[ رَ بُ ] (نف مرکب) رنج برنده. متحمل رنج و مشقت. زحمت کش. آنچه یا آنکه رنج و تعب را بردبار باشد: به دانش بود بیگمان زنده مرد خنک رنج بردار پاینده مرد.فردوسی. بدان تا تن رنج بردارشان بیاساید از جنگ و پیکارشان.فردوسی. کجا آن حکیمان و دانندگان همان رنج بردار خوانندگان.فردوسی.
کلمات همقافیه با «رنجبردار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر