معنی رنجبر
8 بازدید
[ رَ بَ ] (نف مرکب) کارگر. صنعتگر. پیشه ور. اهل صنعت. زحمت کش. (ناظم الاطباء). رنج برنده. آنکه رنج برد. محنت کش. رنج بردار. رجوع به رنج بردار شود.
کلمات همقافیه با «رنجبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر