معنی رمش

معنی رمش

6 بازدید
[ رَ مِ ] (اِمص) گریختن و رمیدن. (غیاث اللغات). رمیدن. (برهان قاطع) (آنندراج). || تبدیل است که از بدل کردن باشد. (برهان قاطع) (آنندراج). اما این معنی از دساتیر است. (فرهنگ دساتیر ص ۲۴۷ از حاشیهٔ برهان چ معین).
[ رَ ] (ع مص) سنگ و جز آن انداختن. || اندک چرانیدن گوسپندان را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || به دست سودن. (منتهی الارب). لمس کردن با دست. (از اقرب الموارد). || به سر انگشتان گرفتن چیزی را. (منتهی الارب). با نوک انگشتان چیزی را به دست گرفتن. (از اقرب الموارد). || (اِ) دستهٔ ریحان و مانند آن. (منتهی الارب). طاقه ای از ریحان و امثال آن. (از اقرب الموارد). || پلک چشم. (از لسان العرب) (از ذیل اقرب الموارد).
[ رَ مَ ] (ع اِ) سپیدی که بر ناخن نوجوانان پدید آید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رُمْش. (تاج العروس). || بافندگی در موی. (منتهی الارب). بهم پیچیدگی که در بیخ مژه ها پیدا آید. (از اقرب الموارد). || سرخی پلکها که با سیلان آب باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ رُ ] (ع اِ) سفیدی که در ناخن نوجوانان پیدا آید. (از تاج العروس) (از ذیل اقرب الموارد). سفیدک. رجوع به رَمَش شود. || (ص، اِ) جِ رَمْشاء. رجوع به رمشاء شود.

کلمات هم‌قافیه با «رمش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید