معنی رمشاء
13 بازدید
[ رَ ] (ع ص، اِ) زمین بسیارگیاه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || زمین خشک بی نبات. (منتهی الارب) (آنندراج). این لغت از اضداد است. (از منتهی الارب). || سالی که در آن گیاه فراوان باشد. (از ذیل اقرب الموارد). || مؤنث ارمش. زن خوش خلق. ج، رُمْش. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رمشاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر