معنی رمس
7 بازدید
[ رَ ] (ع مص) دفن کردن مرده. (منتهی الارب). دفن کردن چیزی و پوشانیدن آن. (از اقرب الموارد). در خاک پنهان کردن. (زوزنی). || پوشیده داشتن خبر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || سنگ انداختن. (منتهی الارب). سنگ انداختن کسی را. (از اقرب الموارد). || هموار و ناپدید کردن پشتهٔ گور. (منتهی الارب). مقابل تسنیم. (از اقرب الموارد). || سر به آب فروبردن. (منتهی الارب) (آنندراج). || محو کردن آثار چیزی. (از لسان العرب) (از اقرب الموارد). || پوشانیدن باد، آثار دیار و خانه ها را. (از اقرب الموارد). || (اِ) گور. (منتهی الارب). قبری که با زمین اطرافش برابر باشد. (از اقرب الموارد). || خاک گور. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). ج، رُموس، اَرماس. (اقرب الموارد). خاک قبر و گور. (برهان). - طیب اللََّه رمسه؛ خدا خاک ویرا پاکیزه گرداند. دعائی است از برای اموات. || موضع قبر. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ رَ ] (اِخ) رجوع به رنس شود.
کلمات همقافیه با «رمس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر