معنی رفیقی تفرشی
6 بازدید
[ رَ قیِ تَ رِ ] (اِخ) میرزامحمد علی از گویندگان قرن سیزدهم هجری قمری و از سادات طباطبایی از محال قم بود و سالها در اصفهان تحصیل نمود و در علوم ریاضی مهارتی داشت. گاهی شعر می گفت که از آن جمله است: در طرف چمن مرغ دل آرام نگیرد پیداست که غیر از هوس دام ندارد. * شب آدینه و من مست و صراحی در دست وای بر من اگر از ره عسسی برخیزد. * کند دیوانه را زنجیر عاقل می ندانستم که از زنجیر زلف آن پری دیوانه خواهم شد. * رفت از کار دلم دوش به بانگ جرسی غالباً همره این غافله بوده ست کسی. (از مجمع الفصحا ج ۲ ص ۱۴۳). رجوع به نگارستان دارا نگارخانهٔ ۴ و انجمن خاقان انجمن ۴ و تذکرهٔ دلگشا نسخهٔ خطی کتابخانهٔ ملک، بوستان ۲ و سفینة المحمود مجلس ۳ مرتبهٔ ۱ ص ۱۵۱ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «رفیقی تفرشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر