معنی رفیقی یزدی
6 بازدید
[ رَ قیِ یَ ] (اِخ) شاگرد ملا حیرتی از گویندگان قرن دهم هجری قمری مردی بی قید و بی ادب و لاابالی و قمارباز و در عین حال صاحب ذوق بود. صادقی کتابدار داستانی دربارهٔ رفتار وی نسبت به دیوان و شعر امیرخسرو دهلوی یاد می کند و گوید شب در خواب امیرخسرو را دید و فردا این مطلع را گفت: نه زخم تیغ بود بر جبین رفیقی را نشان بندگی یار بر جبین دارد. (از مجمع الخواص ترجمهٔ دکتر خیامپور). رجوع به روز روشن ص ۲۵۵ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «رفیقی یزدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر