معنی رغ
7 بازدید
[ رُ ] (اِ) آروغ را گویند و آن بادی است که با صدا از راه گلو برمی آید. (برهان). مخفف آروغ است. (انجمن آرا) (از آنندراج). بادی بود که از گلو برآید و آروغ و ارغ و رچک نیز گویند. (فرهنگ خطی) (از شعوری ج ۲ ورق ۲۴). آروغ. (فرهنگ جهانگیری). آجل. رجک. (فرهنگ سروری). فواق. رجغک. رجوع به مترادفات کلمه شود.[ رَ ] (اِخ) به لغت اوستا شهری را گویند که مولد اشو زردشت است. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رغ» برای سرودن شعر