معنی رغاء
7 بازدید
[ رُ ] (ع اِ) بانگ شتر و مانند آن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). - بحرةالرغاء یا بحرالرغاء؛ موضعی در طائف و آن حضرت (ص) مسجدی در آن بنا فرمود قال مجدالدین و الی الیوم عامر یُزار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ رُ ] (ع مص) کفک برآوردن شیر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || سخت گریستن کودک. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || بانگ کردن شتر و کفتار و شترمرغ. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). بانگ کردن شتر. (تاج المصادر بیهقی). بانگ کردن شتر و آهو. (مصادر اللغهٔ زوزنی): و مردمان که در عداد ایغوران بودند از صهیل خیول و رغاء جمال و شهیق و زئیر سباع و کلاب... (جهانگشای جوینی).[ رَغْ غا ] (ع اِ) مرغی است. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رغاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر