معنی رصدساز
7 بازدید
[ رَ صَ ] (نف مرکب) رصدسازنده. رصدبان. رصددار: باد از رصدساز بقا تقویم عمرت بی فنا بر طالعت رب السما احسان والا ریخته. خاقانی. و رجوع به رصدبان و رصددان و رَصَدْوَر شود.
کلمات همقافیه با «رصدساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر