معنی رصددان
5 بازدید
[ رَ صَ ] (نف مرکب) رصدداننده. آشنا به علم رصد. ستاره شناس. منجم. (یادداشت مؤلف): حکم بومعشر مصروع نگیرم گرچه نامش ادریس رصددان به خراسان یابم. خراسان.
کلمات همقافیه با «رصددان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر