معنی رستگاری یافتن
6 بازدید
[ رَ تَ / رَ تَ ] (مص مرکب) خلاص شدن. نجات یافتن. (فرهنگ فارسی معین). استفلاح. (منتهی الارب): از کجی به که روی برتابید رستگاری ز راستی یابید.نظامی. کسی یابد ز دوران رستگاری که بردارد عمارت زین عماری.نظامی.
کلمات همقافیه با «رستگاری یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر