معنی رستگاری داشتن
5 بازدید
[ رَ تَ / رَ تَ ] (مص مرکب) رستگار گردیدن. رهایی یافتن. نجات یافتن. خلاص یافتن. رها شدن. آزادی یافتن. آزاد گردیدن : به مردن هم ندارد رستگاری عاشق مسکین دلا این نکته ات معلوم از مجنون شود روزی. فغانی شیرازی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «رستگاری داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر