معنی رستخیز برآوردن

معنی رستخیز برآوردن

8 بازدید
[ رَ تَ / رَ بَ وَ دَ ] (مص مرکب) غوغا و فریاد و شور پدید آوردن. فریاد و داد بلند کردن : به گردنش بر زد یکی تیغ تیز برآورد ناگاه از او رستخیز.فردوسی. برآورد از آن شارسان رستخیز همه برگرفتند راه گریز.فردوسی. همی شد پس گرد با تیغ تیز برآورد از آن انجمن رستخیز.فردوسی. سر او ببرم به شمشیر تیز برآرم ز ایوان او رستخیز.فردوسی. مرا گفت برگیر شمشیر تیز ز جانشان برآور یکی رستخیز.فردوسی. می خواست رستخیز ز عالم برآورد آن باغبان که تربیت این نهال کرد. ضمیری اصفهانی. و رجوع به رستخیز و رستاخیز و رستخیز افکندن شود.

کلمات هم‌قافیه با «رستخیز برآوردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید