معنی رسان

معنی رسان

7 بازدید
[ رَ / رِ ] (نف مرخم) رساننده و آورنده و همیشه بطور ترکیب استعمال می شود، مانند: سلام سلامت رسان، یعنی سلامی که آرزومند تندرستی و عافیت است و... (ناظم الاطباء). صفت فاعلی است از رساندن. (از شعوری ج ۲ ص ۱۲). رساننده، چنانکه مژده رسان و مانند آن. (آنندراج). ابلاغ کننده. - رسالت رسان؛ پیام رسان. که رسالت کند: گر زر فدای دوست کند اهل روزگار ما سر فدای پای رسالت رسان دوست. سعدی. - روزی رسان؛ رسانندهٔ روزی. رزق رسان. روزی ده. کنایه از خدای که روزی ده مردم است : خدای است رزاق و روزی رسان.نظامی. دگر روز باز اتفاق اوفتاد که روزی رسان قوت و روزیش داد.سعدی. - سلام رسان؛ رسانندهٔ سلام. برندهٔ پیغام سلام. ابلاغ کنندهٔ سلام. (یادداشت مؤلف). - سلام سلامت رسان؛ یعنی سلامی که آرزومند تندرستی و عافیت است. (ناظم الاطباء). - مژده رسان؛ مژده آورنده. (ناظم الاطباء). ابلاغ کنندهٔ مژده. رسانندهٔ نوید. - نامه رسان؛ رسانندهٔ نامه. نامه بَر. بَرَندهٔ نامه. در اصطلاح اداری مستخدمی را گویند که عهده دار رساندن نامه های وزارتخانه یا ادارات یا مؤسسات و بنگاههاست. || وفی. وافی. (منتهی الارب). رسا. بالغ. کامل. - نارسان؛ نارسا. نابالغ. ناقص. مقابل بالغ و کامل و رسا: گفت من گفتم که عهد آن خسان خام باشد خام و زشت و نارسان.مولوی. || رسنده. متصل شونده : دگر هرکه یازد به چیز کسان بود خشم ما سوی آنکس رسان.فردوسی. سوم دور بودن ز چیز کسان که دردش بود سوی آنکس رسان.فردوسی. چو دستت به چیز تو نبود رسان چه چیز تو باشد چه آنِ کسان.اسدی. به آشنا و به بیگانه جود اوست رسان اگر سوابق هست و اگر سوابق نیست. سوزنی. رسان بود کرم دست او به دشمن و دوست ندارد آگهی از پایگاهی و سرور.سوزنی. و رجوع به رساندن شود.

کلمات هم‌قافیه با «رسان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید