معنی رزانة
7 بازدید
[ رَ نَ ] (ع اِمص) آهستگی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ترجمان القرآن چ دبیرسیاقی ص ۵۱). وقار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رزانت. رجوع به رزانت شود.[ رَ نَ ] (ع مص) صاحب وقار گردیدن. (از اقرب الموارد). بردبار و صاحب وقار گردیدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). باآرام شدن. (مصادر اللغهٔ زوزنی). آهسته شدن. (دهار).
کلمات همقافیه با «رزانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر