معنی رداده
6 بازدید
[ رَ دَ ] (اِخ) دهی از بخش شوش شهرستان دزفول. سکنهٔ آن ۴۰۰ تن. آب آن از رودخانهٔ کرخه. محصول عمدهٔ آنجا غلات و برنج و کنجد. راه آن اتومبیل رو و ساکنانش از طایفهٔ عشایر لر می باشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «رداده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر