معنی رداد
8 بازدید
[ رَ / رِ ] (ع اِمص) بازگرد. اسم است رد را. (منتهی الارب) (آنندراج). اسم است از «رَدَّهُ» به معنی صَرَفَهُ. (از اقرب الموارد).[ رَدْ دا ] (ع ص) اسم مجبری است نسبت داده میشود بر آن و هر مجبری را «رداد» گویند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). آنکه استخوان از جای بشده را به جای خویش افکند. آنکه استخوان دررفته به جای خود اندازد. جبار. مجبر. شکسته بند. آروبند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر