معنی رخ فروختن
6 بازدید
[ رُ فُ تَ ] (مص مرکب) مخفف رخ افروختن : تو به بادام و پسته رخ مفروز هیچ گنبد نگه ندارد گوز.سنایی. و رجوع به رخ افروختن و روی افروختن شود.
کلمات همقافیه با «رخ فروختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر